تبليغاتX
گل یخ

گل یخ

از همه می گوید از عشق تا عشق
و اما تئوري هاي پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسي...

 

تعدادي از نوگراياني که بروي ارتباط جنسي تحقيق و بررسي مي کنن ، گاها باعث مي شن که قدرت و حق انتخاب جوانان رو از بين ببرن. برخي از آنها مواردي نظير "خود ارضايي" را به جوانان پيشنهاد مي کنن. کينسي، مستر و جانسون که بعنوان پايه گذاران مطالعات جنسي نوين شناخته مي شن عقيده داارن که يک جوان مي تونه چندين مرتبه در طول روز خود ارضايي کنه ! چرا !؟ چون علم پزشکي هيچ گونه تاثير جانبي خطرناکي رو پيدا نکرده که مربوط به خودارضايي باشه... اونها بر اين باورن که اهميت خود ارضايي به ويژه در زمان بلوغ که خصوصيات هاي زنانه و مردانه در افراد بروز مي کنه از اهميت بيشتري برخوردار مي شه و به همون اندازه که در مردها اهميت داره براي خانم ها نيز مهمه... اين افراد حتي معتقدند که زن و مرد مي تونن در طول زمان قاعدگي ، با هم ارتباط جنسي داشته باشن ! اما پژوهش هاي علمي اثبات کرده که برقراري رابطه جنسي در زمان قاعدگي خطرناک و در عين حال زيان آوره ، چراکه در اين زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج مي شه که اگر اندام تناسلي مرد با اين مواد تماس پيدا کنه  اون مواد رو جذب کرده، خواص از طريق خون به سلول هاي عصبي مغز انتقال پيدا کرده و بر روي قدرت جنسي مرد تاثير نامطلوبي مي ذاره... و صد البته که متقابلا براي سلامتي بانوان (مخصوصا رحم ) خيلي خطرناک بوده و ايجاد رابطه در اين دوران از نظر علمي مردود اعلام شدس ...

 

و همچنين ارتباط خودارضايي با ضعف جنسي و انزال زودرس

مثالي که در مورد زمين کشاورزي، درخت ليمو، و رسيدن دانه هاي ليمو در مقاله هفته پيش بازگو شد رو يکبار ديگه در ذهن مجسم کنين. در اون مثال عنوان شد که اگه اولين برداشت پيش از رسيدن کامل ميوه ها باشه، و کشاورز ميوه هاي نارس رو از درخت بچينه، عمر درخت کم شده، و توانايي باروري آن نيز به شدت کاهش پيدا ميکنه. اين امر در مورد حيوانات نيز صادقه، به همين دليل دامپزشکان اهميت بسيار زيادي براي اين امر قائلند. بايد بدونين که مطلب فوق در مورد انسان ها نيز صحت پيدا مي کنه. اگر آقايون شروع کنن به برقراي روابط زياد جنسي با افراد مختلف، و يا پيش از رسيدن به سن 21 سالگي، خود ارضايي را تجربه کرده باشن -يعني زماني که اسپرم هاهنوز به بلوغ کامل نرسيده ان- اين امر خلل جبران ناپذيري رو به قواي جنسي شون وارد مي کنه و بعدها عواقب ناخواسته اي در زندگي جنسي شون به وجود خواهد آورد. زماني که مرکز فعاليت هاي جنسي به دليل وجود مزاحمت هايي نظير خود ارضايي و يا آزار و اذيت هاي جنسي نتونه به درستي رشد پيدا کنه، اندوخته قواي جنسي از سن 35 سالگي به بعد رو به تحليل رفته و اين مورد نه تنها تاثير نامطلوبي بروي دستگاه تناسلي مي گذاره بلکه عملکرد کليه سيستم هاي بدن رو هم تحت الشعاع قرار مي ده که از جمله اونها ميشه به اين موارد اشاره کرد:

دستگاه هاضمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سيستم عصبي و ...

اين افراد به سرعت از سن 35 سالگي به بعد شاهد فرايند سالخورده شدن خواهن بود... خيلي زودتر از حالت طبيعي توانايي هاشون رو از دست مي دن و...در چنين شرايطي ارگان هاي جنسيشون هم دچار اختلالات مختلفي شده و انواع بيماري هاي گوناگون جنسي به همراه بيماري هايي نظير اختلال سيستم عصبي و دگرگوني سيستم سمپاتيک و پاراسمپاتيک و غدد درون ريز مي شن... خودارضايي که از جمله نقص هاي فردي به شمار مي ره ، سبب ايجاد تصورات شهواني در ذهن فرد مي شه که در دراز مدت فرد عدم تمايل جنسي نسبت به جنس مخالف خودشو پيدا مي کنه ، از نظر ذهني خسته ، و دچار ناتواني هاي جنسي خواهد شد... ساموئل اون وير در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق" اينطور نوشته : "تصورات جنسي و تخيلات شهواني سبب ايجاد ضعف جنسي و ذهني مي شوند. شايد در نگاه اول اينگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادي تحريک پذير باشند، اما زماني که مي خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته هاي او را براورده سازند، به سرعت ارضا مي شوند، اندام تناسلي به حالت اوليه باز مي گردد، در بدترين حالت ممکن قرار مي گيرند، و دچار نااميدي و افسردگي مي شوند. آنها در توهمات جنسي خودشان را غرق کرده اند که اين توهمات هيچ ارتباط و يا شباهتي به دنياي واقعي ندارند. به همين دليل هنگاميکه در شرايط طبيعي قرار مي گيرند، نمي توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست مي خورند. ضعف جنسي-ذهني ترسناک ترين تراژدي است که مي تواند براي هر زن و يا مرد با احساس و با منطقي اتفاق بيفتد."

زمانيکه يک فرد جوان خود ارضايي مي کنه، بازه زماني، براي او هيچ اهميتي نداره و ترجيح مي ده که هر چه سريعتر خودشو تخليه کنه. در علم روانشناسي اين امر نهايتاً منجر به بروز عارضه ي "انزال زودرس" در فرد مي شه. علاوه بر اين، خود ارضايي سبب انبساط عضلات اسفنکتر شده که اين عامل به نوبه ي خود موجبات انزال زودرس رو بيش از پيش فراهم خواهد آورد ! از طرفي نبايد از اين امر غافل شد که "ملاتونين" هورمون بي چون و چراي جوانيست. فرايند سالخوردگي مستقيماً به ترشح اين هورمون در بدن بستگي داره. اين هورمون در زمان جواني به وفور در بدن ترشح مي شه  و از حدود سنين 25 سالگي به بعد ترشحش در بدن کاهش پيدا مي کنه. خود ارضايي، به ويژه در زمان جواني، باعث از دست رفتن ميزان بسيار زيادي ملاتونين در بدن مي شه. اين امر غده ي کاجي شکلي که در بدن ملاتونين ترشح مي کنه رو ضعيف کرده، خاصيت مغناطيسي موجود در اين غده رو کاهش مي ده  و بطور کلي باعث کاهش طول عمرش مي شه. همچنين روابط جنسي نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فيزيکي مضرات بيشماري را در برداره ، بلکه مي تونه از نظر روحي و ذهني هم بروي افرادي که اين کارو انجام ميدن ، تاثيرات نامطلوبي بگذاره . افرادي که در مکالمات محرک جنسي شرکت ميکنن ، کساني که به خوندن مجلات محرک جنسي معتاد هستن، و کساني که به تماشاي فيلم هاي پورن گرايش دارن، مبحث ظريف و مطبوع رابطه جنسي رو به صورت وحشيانه، به دور از انسانيت، و تنها با رضايت ذهني... با نکبت و بدبختي همراه مي سازند . ولي انسان ها بايد ياد بگيرن که چگونه مي توانن هوشمندانه زندگي کنن...

 

و اما عواقب خودارضايي...

با توجه به رويکرد نفسـاني-عـاطـفي رابـطه جنـسي، فـرويـد معتـقده که رابطه  جنسي محصول گردهمايي يک زن و يک مرده کـه همديـگرو دوسـت بـدارن و مکمل يکديگر باشن. به همين دليل فرويد خود ارضايي رو يک نقص فردي نـامگـذاري مـي کنه (بـه اين دليل که طرف دوم در اين  ارتباط وجود نداره مگر در خيال). در حين خود ارضايي فرد اگر مرد بـاشــه، يک زن رو در ذهن خود مجسم مي کنه و اگه زن بـاشه يک مرد رو تو ذهن خود مجسم کرده و با اون وارد رابـطـه  جنسي مي شه... در اين حال خستگي چند برابر مي شه، چرا که فرد هم از نظر جنسي از خود کار مي کشه و هم از نظر ذهني. تصوير شريک جنسي خيالي، مانند يک لوح در ضمير ناخودآگاه فرد حک مي شه و سبب بروز انزال هاي شبانه ناخواسته مي شه. به اين ترتيب که فرد هر چقدر بيشتر خود ارضايي کنه، ميزان اين انزال هاي شبانه افزايش خواهد يافت. دماي خارجي بدن انسان 98 درجه فارنهايت است و دماي دروني آن 100 درجه فارنهايت. اين دما در زمان خود ارضايي افزايش پيدا مي کنه. زمانيکه انزال به واسطه خود ارضايي پديد مياد، حرکات کرم وار جذب در کيسه ي مني ايجاد مي شن، اما به دليل خود ارضايي، کيسه ي حاوي مني خيلي زودتر از زمان مقرر تخليه شده است... فرايند طبيعي بدين گونست که کيسه هاي مني سعي مي کنند تا خود را پر کنن، اما از آنجايي که مني خيلي زودتر از بدن خارج شده، چيزي جز هواي مرطوب جذب نخواهد شد. اين هوا از طريق کيسه مني به سيستم لنفاوي انتقال داده مي شن، سپس به مغز انتقال پيدا کرده و باعث ايجاد شک دمايي شده و فضاي سردي را ميان ماده ي مغزي و سلول ها ايجاد مي کنه و اين امر واکنش نرمال ماده مغزي، سيستم عصبي و جسماني را مختل مي کنه. کيسه مني مي بايست به جاي جذب هوا، اسپرم جذب کنه، اما اين امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر اين جذب هوا از جذب مايع خيلي ساده تر است. بد نيست بدونين که تعداد بيشماري از مردها به دليل عمل خودارضايي ديوانه شدن. مغزي که پر از هوا بشه که ديگه توانايي تفکر نداره و قابليت هاي ذهني خودشوتا حدود زيادي از دست خواهد داد. اسپرم ها حاوي رمز ژنتيکي  DNAاسيد دي اکسي ريبونوکلئيک Deoxyribonucleic Acid ، RNA يا اسيد ريبونوکلويک  (Ribonucleic Acid)، آنزيم ها، کلسيم، فسفر، نمک هاي بيولوژيک، و تستوسترون مي باشن. زمانيکه خود ارضايي انجام مي شه، کليه ي اين اجزاي حياتي از بدن فرد بيرون کشيده مي شن و اگه فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشه ، امکان رشد کافي رو پيدا نمي کنه و نيرويي که در اين مواد وجود داره، جذب نشده و از بدن او خارج مي شن. از اونجايي که ميزان زيادي کلسيم به همراه مني از بدن خارج مي شه، فرد احساس خستگي شديد در استخوان ها مي کنه و ممکنه دچار کوفتگي پا بشه. لازم به ذکره که استخوان هاي تنومند نشون دهنده ي ميزان قدرت فرد هستن. همونطور که مي دونين گلبول هاي قرمز خوني و پلاکت ها در مغز استخوان توليد مي شن. فرد جواني که خودارضايي مي کنه، اجازه نمي ده که مايع مغز استخوان به خوبي شکل بگيره و بايد تا آخر عمر خود شاهد عواقبش باشه. زمانيکه فسفر بيش از حد طبيعي به واسطه خودارضايي از بدن خارج مي شه، مشکلات عصبي از قبيل رعشه براي فرد ايجاد مي شه. در زمان خود ارضايي لسيتين هم از بدن خارج مي شه که اين امر باعث فرسودگي سيستم عصبي مي شه و به مرور زمان موجبات بيحالي، ضعف اعصاب و نهايتاٌ مرگ تدريجي سلول هاي عصبي رو فراهم خواهد آورد... !!

نکته اي رو بد نيست بدونين : بچه هايي که پدر اونها خودارضايي مي کرده، نمي تونن در سلامت کامل روحي و رواني به سر ببرن. آنها داراي بيماري هاي گوناگوني هستن چراکه از يک پايه نه چندان سالم بوجود اومدن. خود ارضايي همچنين در خانم ها هم ديده شده و امري زجر آور و دردناک قلمداد مي شه. خود ارضايي سبب ايجاد ناتواني جسمي و انزال زوردس مي شه. اين امر به وفور در ميان مردهاي سنين زير 40 سال قابل مشاهدس. ساموئل اون وير در کتاب ديگرش با عنوان " آموزش هاي بنيادين" در بخش "نوجواني" اينطور نوشته :

"جرم هاي خاموشي وجود دارند و پي آمدهاي منفوري در پي آن گريبانگير افراد مي شود. اگر فرد مشکلات جنسي اش را مخفي نگه دارد، مرتکب گناه مي شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نيز مرتکب جرم ديگري شده است."

فسادي که به واسطه خود ارضايي ايجاد مي شه ، قابليت ها و توانايي هاي مغزي رو به طور کامل از بين مي بره. افراد بايد توجه داشته باشن که ارتباط تنگاتنگي بين مني و مغز وجود داره. مغز براي مني از اهميت ويژه اي برخوداره و مني هم براي مغز مهمه . مغز براي مني انرژي ايجاد کرده و سبب انتقال اونها مي شه، مني هم ذهن رو تصفيه کرده و اگر در جهت درست هدايت بشه، توانايي هاي اونو ارتقا ميبخشه . مطالعاتي که عميقاً بروي عملکرد غده هاي درون ريز متمرکز شدن ، بر اين بارون که بدن طي فرايند خودانزالي انرژي بي شائبه اي رو از دست مي ده. چه بسيار افرادي زيادي با چهره هاي زيبا بودن که در اثر انجام اين کار زيباييشونو از دست داده ان ! چه بسيار مغزهايي که منحط و فاسد شدن ! و ...

 همه و همه ي اين وقايع به اين دليله که انزال در شرايط و موقيعت و زمان مناسب انجام نپذيرفته.

 

خودارضايي در خانم ها...

بله ، خودارضايي در خانم ها هم به چشم مي خوره ...  تحقيقات نشون داده برخي از مضرات در خانم ها و آقايون مشابه ان : اختلال در رشد سيستم عصبي، مغز، خستگي، از دست دادن انرژي و سر زندگي، کاهش قدرت حافظه و عدم تمايل به جنس مخالف. با اين تفاوت که در خانم ها شاهد ناباروري نيز خواهيم بود. و بدترين پيامدي که در خانم ها مي توان مشاهده کرد رفتارهاي متعارض رواني-اجتماعيست. خانم هايي که مرتکب اين امر مي شن به مروز زمان نمي تونن با هيچ مردي ارتباط جنسي برقرار کنن چرا که به تدريج توانايي هاي اوليه جنسي خود را از دست ميدن.( جدا از بيماريهاي خاص و مخصوصا عفوني رحمي و اندامهاي تناسلي که گريبانگيرشون خواهد بود )

خانمي که خود ارضايي نمي کنه ، همچنان سرزندگي، زيبايي، برق چشمان، و توانايي جذب بالاي خودشو حفظ خواهد نمود. براي جلوگيري از اين امر که به ادعاي اکثر اونها ناخواسته بوده و دنبال راهکارن اينه که تا خانم ها بايد از مشاهده ي تصاوير محرک جنسي خودداري کنن ، در مکالمات مبتذل شرکت نکنن ، و فقط با افراد شايسته ارتباط دوستي برقرار کنن...

 

و در آخر... چگونه مي توان از خودارضايي دست کشيد؟

پيش از هر چيز خوبه بدونين که افراد زيادي به مراکزي که به اين منظور داير شدن ، مراجعه کرده و حتي در موارد خيلي حاد و پيشرفته نيز موفق به جلوگيري از اين عمل غير اخلاقي شدن .  بايد ياد گرفت که چگونه مي تونين جلوي خود ارضايي رو با استفاده از تکنيک هايي که در جلسات آموزشي به شما تعليم داده مي شه ، بگيرين... در اغلب اين جلسات مشاور سعي مي کنه تا ضمير ناخودآگاه بيمار رو به کار بندازه. در اين جلسات به شخص آموزش مي دن که تمايلات خودارضايي به عنوان يک عينينت دروني هستن که به ذهن شخص حمله ور مي شن... شخص بايد در مقابل اونها ايستادگي کرده و اجازه نده که به درون ذهنش نفوذ کنه. در ابتدا شايد انجام اين کار تا حدودي دشوار باشه و اين توانايي رو نداشته باشه که فکرشو بر روي چيز ديگه اي متمرکز کنه ؛ اما با تلاش به راحتي مي تونه اونو تحت کنترل خود در بياره... شخص به راحتي قادر خواهد بود اين امر رو به طور کامل از زندگي خود حذف کنه... اگر فرد در گذشته دائماً خودارضايي مي کرده و سپس اين کار را متوقف کنه، خودش متوجه تغييرات بوجود آمده در زندگيش خواهد شد و مي تونه مقادير زيادي انرژي و توانايي هاي ذهنيش رو ذخيره کرده و بدون احساس هيچ گونه ترس و واهمه اي با حقايق زندگي روبرو بشه.

براي شروع بهترين راهکار اينه که دفعات اونو کم کرده و به اين موضوع توجه بشه که کمتر شدن اين امر يعني زندگيه شادتر ، دنياي زيباتر و بدن سالمتر...

ساير راههاي جلوگيري: آدات سالم رو در خود تقويت کردن ، از تصاوير محرک جنسي اجتناب بشه ، به جوک هاي محرک گوش ندادن ، دوستان سالم براي خود داشتن  و از پوشيدن زير پوش هاي تنگ و چسبان خودداري کردن . از مصرف بيش از اندازه ي گوشت گاو، به ويژه در وعده غذايي شام خودداري بشه ... (مصرف يک وعده غذاي حيواني آن هم در نهار کافيست)

در اينجا اشاره کنم که براي دسترسي به اينچنين مراکز مشاوره و ترک خود ارضايي بهتره که به يک پزشک متخصص و يا روانشناس معتمد مراجعه و در مورد اين مشکل با ايشون صحبت کرده و در نهايت با راهنمايي ايشون ميتونين اين عمل رو به نحو مطلوبي ترک کنين...

از اونجايي که جهت معرفي مرکز يا متخصص خاصي مد نظر ندارم ، از دوستان خواهشمندم که بطريق فوق و يا با کمک کسانيکه به اين اشخاص دسترسي دارن و کاملا قابل اعتماد هستن ، جهت درمان اقدام کنن...

در انتها بازم بابت طولاني شدن مطلب ازتون پوزش ميخام... باور کنين سعي کردم چکيده مطلب رو ارائه کنم که شايد مفيد واقع بشه  و از سايت مردمان جهت منبع اصلي اسم ميبرم...

و نکته آخر اينکه مقاله هفته گذشته به همراه کليه مقالات از پارت 1 تا 17 در سايت روزنه کاملا بروز و موجوده که علي (مدير روزنه) زحمتشو کشيده... براي دسترسي به اونا ميتونين اينجا رو کليک کنين.

با عرض خسته نباشيد خدمت شما و خودم تا هفته يا مقاله بعدي خدانگهدارتون باشه...

با آرزوي شادي و سلامتي و خوشبختيه روز افزون براي همه مهربانان...

و صد البته التماس دعا...

با سپاس

+نوشته شده در 87/07/03ساعت18:3توسط پیمان |
راز میلیونرهای خودساخته

 

افراد ثروتمند و میلیونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نیستند. اما آنها از یک سری اسرار ویژه برای ثروتمند شدن بهره گرفته اند که شما نیز میتوانید با پیروی از آنها حداقل کسب و کار خود را رونق بخشید.

1- رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت.

2- یک تصویر خاص از مقصد مسیر خود در ذهن تان ترسیم کنید. هر اندازه این تصویر مشخص تر و خاص تر باشد امکان دستیابی شما به آن بیشتر خواهد بود.

3- به گونه ای رفتار کنید که گویی شما مالک کسب و کارتان میباشید. ولو آنکه برای شخص و شرکت دیگری کار میکنید. این نگرش شما بذرهای موفقیت و استقلال شغلی را در سرنوشت شما خواهد کاشت.

4- شغل خود را دوست داشته باشید. چنانچه به آن علاقه مند نمیباشید آن را رها کنید. با "نه" گفتن به شغلی که تنها برای پول انجامش میدهید شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهید کرد.

5- یک گروه خوش فکر تشکیل دهید. با افرادی که متعهد به ایجاد یک شغل بزرگ هستند جلسه تشکیل دهید. اندیشه ها و ایده های خود را با یکدیگر در میان بگذارید و از یکدیگر پشتیبانی کنید.

6-همواره ضوابط اخلاق کاری را رعایت کنید.

7- پیشرفت و بهبودی دائم و بی وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهید. همیشه به علم خود بیفزایید.

8- به شغل خود بعنوان یک خدمت رسانی بنگرید. یاری رساندن به دیگران کسب و کار شما را رونق خواهد بخشید.

9- از تمام جزئیات و ریزه کاریهای شغل خود آگاهی یابید. این پیشه شماست.

10- مترصد فرصتها باشید. هر لحضه ممکن است بر در شما بکوبد. آیا شما آماده هستید؟

11- تناسب اندام خود را حفظ کنید. ذهن توانمند جسم نیرومندی پدید می آورد. بدن ضعیف معلول ذهن ضعیف میباشد. سلامت جسمانی و روانی شما اساس موفقیت شما در زندگی میباشد.

12- زندگی خود را اولویت بندی کنید. ابتدا کارهای مهم تر را به انجام رسانید.

13- پیش از آنچه مشتری انتظار دارد به وی خدمت ارائه دهید. این عمل اعتماد سازی کرده و مشتریان شما را افزایش میدهد.

14- فرد منظبطی باشید. زندگی خود را از فعالیتها و افرادی که موجبات پیشرفت و بالنگی شما را فراهم می آورند، پر کنید. فعالیتهایی که بر زندگی شما اثر منفی می گذارند را از خود دور سازید.

15- نخست به خودتان پرداخت کنید. این نخستین قانون متمولان است. پس انداز را هیچگاه فراموش نکنید.

16- هر از چند گاهی تنهایی را تجربه کنید. در زمان تنهایی به ندای درون و اندیشه های ذهن خود گوش فرا دهید و برنامه ریزیهای خلاقانه کنید.

17- بسوی برتری گام بردارید. بهترین را ارج دهید و به کمتر از آن قانع نباشید.

18- صداقت و درستکاری بهترین سیاست است. خود و خواسته های خود را بشناسید و آنها را همیشه صادقانه بیان دارید.

19-در روند تصمیم گیری سریع عمل کرده و در تغییر آنها کند و آهسته باشید.

20- شکست گزینه شما نخواهد بود. تمام افکار شما باید بر موفقیت متمرکز باشد. شما باید موفق گردید.

21- در دستیابی به اهدافتان مصمم باشید. پافشاری سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقویت کرده و شما را به پیروزی نهایی نزدیک میکند.

22-بر خلاف جریان آب شنا کنید.هیچگاه از ایده ها،عقاید و رویکردهای نو نهراسید.

23-بروی فرصتها تمرکز کنید و نه بروی موانع.

24- سه عنصر ترس، پشت گوش اندازی و تنبلی را از زندگی خود بیرون اندازید.

25-به خاطر داشته باشید اغلب افرادی که در کنار شما زندگی میکنند از پیشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممکن است در این مسیر مرتبا شما را از دستیابی به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بیندیشید و آنها را نادیده بگیرید.

26- یاد بگیرید خودخواه باشید. خودخواهی به معنی نادیده گرفتن حقوق دیگران نیست. بلکه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهای خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته های دیگران است.

27-حال اگر فرد بد شانسی نباشید حتما پولدار میشوید! 

 

+نوشته شده در 87/07/02ساعت20:54توسط پیمان |
پاسخ های شما به سؤالات نامزدتان چگونه است؟

طرح سؤال ، دریچه ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می شود. البته مهم این است که به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصویری از طرف مقابل در ذهن دیگری می سازد. هرچه پاسخ ها واقعی تر و صادقانه تر باشند تصویری هم که ساخته می شود صحیح تر خواهد بود. این امر کمک می کند تا زن و مرد راه بهتری را در زندگی پیدا کنند، این راه می تواند به ازدواج و یا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسیدن به هر یک از این راه ها در صورتی که عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است. البته باید در نظر داشت که هیچ پاسخی درست یا اشتباه نیست.
هدف از طرح پرسش، این است که متوجه شوید در شرایط خاص مورد نظر، چه رفتاری دارید و درباره گذشته و آینده چگونه فکر می کنید. برای خشنود کردن نامزدتان پاسخ هایتان را تغییر ندهید و از پاسخ های زیرکانه ای که بیانگر حقیقت نیستند خودداری کنید. پاسخ های غیرواقعی به منظور پیشگیری از جر و بحث، به نفع هیچ کس نیست.
بهتر است به جای نامزدتان هم پاسخ ندهید و عقیده خاص خود را بیان کنید .مثلاً : اگر از شما می پرسند آیا بچه می خواهی یا نه؟ پاسخ ندهید که نامزدم بچه نمی خواهد.
- سعی کنید خصوصیات و خواسته های خود را کشف کنید. وقتی درباره خودتان به این شناخت دست یافتید، می توانید تصمیم بگیرید که آیا نامزدتان می تواند در رسیدن به خواسته هایتان شریک زندگیتان باشد یا نه.
- پاسخ هایتان باید روشن کند که شما در زندگی مشترک چه انتظاراتی از همدیگر دارید، در ضمن با این پاسخ ها می توانید اولویت ها و رفتارهایی را که حاضر به ترک آن نیستید، نشان دهید. اگر در خانه شلخته هستید و نمی توانید خود را تغییر دهید، بهتر است تا نامزدتان از این خصوصیت شما آگاهی داشته باشد.
- به پاسخ های یکدیگر گوش کنید، اما دخالت نکنید، این تمرین ها برای آن است که درباره همدیگر بیشتر بدانید نه این که همدیگر را تغییر دهید. بهتر است فکر کنید آیا می توانید با نامزدتان همین گونه که هست و بی آن که توقع داشته باشید که تغییر کند، زندگی مشترک تشکیل بدهید؟
یکسان بودن پاسخ ها و پرسش های مطرح شده، کلید خوشبختی در زندگی زناشویی نیست، بلکه برخورد شما با تفاوت ها تعیین کننده است. وقتی شما و نامزدتان در پاسخ به یک پرسش اختلاف عقیده دارید، راهنمایی های پیشنهادی «در شیوه گفتگو درباره تفاوت ها» را به کار بگیرید، زیرا به شما کمک می کند تا اختلاف هایتان را به تدریج حل کنید، وقتی دستتان را برای نامزدتان رو می کنید، آسوده می شود. به او می گویید: «ظاهر و باطن، من این هستم.» خودتان را صادقانه آشکار می کنید، باری از روی دوش خود برمی دارید و به اصطلاح توپ را در زمین بازی نامزدتان می اندازید و به او این امکان را می دهید که بدون هیچ فرض نادرستی تصمیم بگیرد و شما را بپذیرد.
اما وقتی نظر او برای شما قابل قبول نیست چه باید بکنید؟ اگر با پاسخ های نامزدتان موافق نباشید، چه خواهد شد؟ پی بردن به تفاوت ها به معنای اعلام ختم رابطه نیست، هرگز عدم اختلاف نظر، راز موفقیت زندگی مشترک به حساب نمی آید، اختلاف نظر با نامزدتان، فرصتی است تا مهارت های «مدیریت تفاوت ها» را بیاموزید. توجه داشته باشید: مدیریت تفاوت ها و نه مدیریت حل اختلاف . زیرا لزومی ندارد که گفتگو درباره تفاوت ها به اختلاف منجر شود.
طبیعی است که از دست نامزدتان عصبانی و دچار سردرگمی و سرخوردگی بشوید، احتمالاً از دست دوستتان، رئیس و حتی همسایه تان هم دچار همین حالات می شوید. اما با کمی تلاش می توان دیدگاه های متفاوت را بدون این که به مشاجره ختم شود به هم نزدیک کرد، مگر آن که به شدت ستیزه جو باشید.
● گذشته شما
توجه به گذشته خود و تأثیر آن بر شکل گیری شخصیت شما و خواسته هایتان در زندگی، نخستین گام های آمادگی برای ازدواج است. اگر باز هم از این مطالب دوست دارید میتوانید اقدام کنید.معمولاً زندگی پدر و مادرها سرمشق زندگی ما می شود و اگر از این سرمشق خوشمان بیاید، کم و بیش می دانیم که شریک زندگیمان باید چه خصوصیاتی داشته باشد، اما اگر همان طور که بزرگتر می شویم، از رابطه پدر و مادرمان خوشمان نیاید، می توانیم آن را با الگوی مد نظرمان عوض کنیم.
بهدقت به روابط افرادی که شما و نامزدتان در کنار آنها بزرگ شده اید، توجه کنید. ویژگی هایی را که موجب ایجاد روابطی استوار و شاد شده و آنها که سبب تلخی زندگی شدهاند به یاد بیاورید، مشخص کنید چه نگرش ها و رفتاری روابط این افراد را تیره و تارمی کند. از اشتباهات و موفقیت های دیگران بیاموزید. اما توجه داشته باشید که خودتانرا با آنها مقایسه و یا تشبیه نکنید. تصمیم بگیرید تجربیات مثبت را به کار ببندید واز رفتارهای منفی دوری کنید.
اگر از موهبت داشتن پدر و مادری خوشبخت برخوردار هستید، این شانس را دارید که بفهمید به چه عواملی نیاز دارد. تک تک پرسش ها را با صدای بلند برای نامزدتان بخوانید و هریک جداگانه بی آنکه حرف یکدیگر را قطع کنید به آنها پاسخ دهید، سپس در این باره صحبت کنید که آیا پاسخ هایتان بر زندگی مشترکتان تأثیر خواهند گذاشت یا نه و تأثیرش چگونه است.
۱ ) به عقیده شما چه عاملی پدر و مادرتان را در کنار هم نگه داشته است؟
۲) دوست دارید چه ویژگی هایی از زندگی پدر و مادرتان در زندگی شما هم وجود داشته باشد؟
۳ ) از چه ویژگی های زندگی پدر و مادرتان خوشتان نمی آید؟
۴ ) پدرتان چه رفتاری با مادرتان داشت؟ مادرتان چه رفتاری با پدرتان داشت؟
۵ ) آیا شما و نامزدتان می خواهید که همان رفتار پدر و مادرهایتان را نسبت به همدیگر داشته باشید؟
و ...

+نوشته شده در 87/06/10ساعت12:50توسط پیمان |
شباهت ازدواج کردن و سربازی رفتن !!

 

 

 

آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...
 
آيا تا کنون با خود انديشيده ايد که به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟
 
چرا از قديم و نديم گفته اند که تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!
 
چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را
۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!
 
چرا
۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
 
و چرا اکثر پسرهايي که قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشکلاتي مواجه مي شوند؟!
 
 
هدف از طرح اين سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه مي باشد !
 
پاسخ تمام سوالات فوق در يک جمله خلاصه مي شود و آن اين است که ( خدمت سربازي يک دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )
 
بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي
۲ سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند !
 

 

 

و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

 

 

 

۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !

 
 
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
 

 
۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه !

 
 
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !

 
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
 
 

۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )

زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!

 

+نوشته شده در 87/04/24ساعت15:52توسط پیمان |
بررسي عوامل بروز جرم در زنان سرپرست خانوار زندانهاي خوزستان

چكيده: اين بررسي با شيوه مطالعة‌ پس‌رويدادي به ارزيابي عوامل بروز جرم و موانع پيشگيرانة آن از ديدگاه زنان زنداني سرپرست خانوار زندانهاي خوزستان در سال 1384 مي‌پردازد. جامعه آماري شامل تمام زندانيان زن در شش ماهة پايان سال است كه به هر دليلي سرپرستي خانوار خود را بر عهده دارند؛ لذا جامعه و نمونه آماري پژوهش يكسان مي‌باشد. روش تحقيق تبييني علي با تكنيك پرسشنامه و مصاحبه با مددجويان بوده كه به سنجش ميزان اثرگذاري عوامل بروز جرم با 28 آيتم عاملي مادري، پدري، والديني، فردي و اقتصادي به عنوان متغيرهاي مستقل اثرگذار  بر متغير وابسته (جرم زنان) پرداخته شد. با روش آماري رگرسيون چند متغيره سطح و شيب اثرات متغيرهاي عاملي در بروز جرم زنان بررسي و با فن تحليل مسير نماية اين اثرگذاري ترسيم گرديد. با كمك اين تكنيك نيز رابطة ‌مداخله گرايانه متغير مستقل ثانويه (رفاه اجتماعي خانوار) با فاكتورهاي عاملي سنجيده شد. آيتم‌هاي متغير مداخله‌گر متشكل از سواد مددجويان و مادرانشان، تعداد خانوار و ميزان درآمد ريالي  با توجه به سرپرستي خانوار بودند. فرضيه‌هاي پژوهش با فرض تأثير مجموعه متغيرهاي  عامل مادري، پدري، والديني، فردي و اقتصادي به ترتيب درجة اثرات با شيب بتا در تحليل رگرسيوني متغيرها بودند. آزمون آماري فرضيه‌ها نشان داد عامل اقتصادي بالاترين ضريب اثر (بتا48%) و بعد از آن به ترتيب عامل مادري 42%، پدري40%، والديني 39% و عامل فردي 36%  در بروز جرم زنان نقش داشته‌؛ رد فرضيه‌هاي پژوهش در سطح معناداري معين با ضريب اطمينان 98% بدست آمد. شيب اثر تعديل‌گرانه متغير مداخله‌گر بر متغيرهاي مستقل به ترتيب به ميزان 14/0- بر فاكتورهاي مادري ، پدري 38/0- ، والديني 35/0- ، اقتصادي 30/0-  ، آموزشي 25/0- و فردي 14/0-  بودند. تحليلهاي آماري نشان داد با وجود اهميت الگوپذيري جنسيتي دختران از مادر و فرض اثرگذاري بيشتر فاكتورهاي جرمزاي مادري بر زنان بزهكار ولي اين عوامل اقتصادي بودند كه بالاترين شيب اثرگذاري را بر بروز جرم زنان سرپرست خانوار داشته‌اند. اين امر موقعيت خاص و تعهدآور زنان مجرم را به عنوان سرپرستان خانوار خود نشان مي‌دهد.

واژگان كليدي: زنان سرپرست خانوار، عوامل و موانع جرم ، رگرسيون چندمتغيره، تحليل‌مسير، زندانهاي خوزستان

 

پژوهشگر:

عبدالرحيم  اسدالهي. 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه:

مطالعه علل و عوامل وقوع جرایم در جامعه همواره از مشغله های ذهنی _ علمی پژوهشگران آسیب شناسی اجتماعی بوده است. با کشف اولیه این عوامل، کوشش در طبقه بندی آنها دومین گام جامعه شناسان می باشد. در این میان پدیده ی مهم مطالعه در حوزه ی آسیب شناسی جنسیت مجرمان زن همیشه در پرده ای از راز و حریم عفت آلود نهفته است که خود باعث نوعی عدم شناخت و دامن زدن به پاره ای از کج اندیشی ها و تحلیل های غرض آلود بر ضد جنسیت زن از قدیم الایام بوده است. تا بو بودن جنسیت و مسائل و البته به آن در جامعه شرقی ایران و سابژکتیوتیه نظر کردن به زن به عنوان نماینده ی سمبلیک این تابو، هرگونه مطالعه در این حوزه را سرکوب، منکوب، غیر لازم، انگ آلود، مغرضانه و به دور از حریم عفت جامعه می داند. هر چند این تابو گرایی میراث دار گذشته در حال نابودی است ولی برای ورود به حوزه ی مطالعات زنان پژوهش های بیشتری را لازم می داند. زنان را به عنوان عضوی همانند مردان در جامعه به علل خاصی با آسیبها و انحرافات روبرو بوده اند. بویژه زمانی که به هر دلیل سرپرستی خانواده را نیز عهده دار باشند. هدف مهم این بررسی مطالعه و کشف عوامل اصلی بزهکاری زنان سرپرست خانوار و طبقه بندی آنها در زندان سپیدار اهواز از دید خود زندانیان و هم چنین زمینه ها و راهکارهای پیشگیری و بطور کلی موانع بروز جرم زنان می باشد.

      

طرح مساله و بیان موضوع:

رشد جرایم در سالهای اخیر در اهواز توجه برانگیز و مساله زا گردیده است. بطوریکه یک پژوهش در این زمینه شاخص رشد جرایم را در مناطق پیرامونی و حاشیه نشینان این شهر حاد ارزیابی نموده و اظهار می دارد از هر یکصد هزار نفر، 1923 نفر از مناطق فقیرنشین تحویل زندانهای خوزستان شده اند.(براتوند1384) مساله مهمتر تحول و دگرگونی در نقش جنسیتی جرايم در این استان سنتی با حاکمیت مردان است. ما شاهد رشد روزافزون جرایم در میان زنان هستیم. زین پس تعریف جرم و بزه بر مبنای نقش مردانه دیگر معنای واقعی و حوزه مجرمان حقیقی را معرفی نمی نماید.(گرت،1998 ، صص 80-170)

 در بروز جرایم سرقت و اعتیاد که سابقاً و سنتاً در استیلای مردان بود، حضور زنان چشمگیر است.(36%)  این امر نشان دهنده یک مساله اجتماعی برای جامعه و زنان بوده و شناخت عوامل بروز این نابهنجاری ها و آسیب ها مهم است. یک سوی نظر به این بزهکاری طبقه بندی آنها از دید خود عاملان ای کژرفتاریهاست؛ سویه ای که کمتر بدان توجه شده است. سویه دیگر، راهها و پدیده های منع کننده و پیشگیرانه از جرایم زنان می باشد؛ زنانی که به دلایل مثبت یا منفی وظیفه سرپرستی خانواده را بر عهده دارند.

 

 

 

 

 

اهداف و سوالات پژوهش

این بررسی تلاش می کند به اهداف زیر دست یابد و به سوالات آن پاسخ دهد:

1.     طبقه بندی عوامل بروز جرم زنان به عنوان متغیر مستقل

2.     تعیین سطح اثرگذاری عوامل مجرمانه با شیوه تحلیل مسیر و همبستگی آنها با هم

3.     طبقه بندی و شاخص سازی جرم به عنوان متغیر وابسته (رگرسیون چندمتغیره)

4.     طبقه بندی و شاخص سازی متغیرهای مستقل پیش بین (تعدیل کننده) به عنوان موانع بروز جرم زنان

5.  تعیین سطح اثرگذاری موانع پیشگیری از جرم به شیوه تحلیل مسیر و سطح همبستگی آنها با عوامل بروز جرم زنان سرپرست خانوار

6.     بیان مشخصات اولیه فردی، خانوادگی مجرمان زن سرپرست خانوار

 دیاگرام تحلیل مسیر path analysis   عوامل بروز جرم و موانع خانوادگی آنها در نمودار زیر ترسیم شده است:

 

   متغیر وابسته(جرم زنان)y                                             متغیرهای مستقل(عوامل مجرمانه)x1

                                

                                                      متغیر تعدیل کننده (مستقل دوم)x2

 

مادر به عنوان یکی از بسترهای عاملی و تعیین کننده در اثر گذاری بر جرم زنان و همسویی بالا با تربیت دختران (الگویابی جنسیتی) و با توجه به حوزه خاص پژوهش یعنی زنان زندانی سرپرست خانوار  در طبقه بندی و شتخص سازی متغیرهای تعدیل گر و مستقل ثانوی ارزش دهی بیشتر و بار معنایی بالاتری به نقش شاخصهای مادری اعطا گردیده است.(ماسن 1382) 

این پژوهش به سوالات اساسی زیر پاسخ می دهد:

  1. بین عوامل بروز جرم (متغیرهای مستقل) چه درجه ای از همبستگی وجود دارد؟
  2. ضریب تاثیر ß عوامل بروز  جرم زنان سرپرست خانوار به چه میزان می باشد؟
  3.  دیاگرام تحلیل مسیر متغیرهای مستقل چگونه است؟
  4. موانع ِپیشگیرانه از بروز جرم زنان (متغیر تعدیل گر) بر متغیرهای مستقل چه نقش تعدیل گرانه ای دارند؟

 

  1. دیاگرام تحلیل مسیر موانع جرم (متغیرهای ثانویه) بروی متغیر مستقل به چه صورتی ترسیم

 می گردد؟

  1. خصوصیات توصیفی و فردی- خانوادگی مجرمان زن سرپرست خانوار چیست؟

 

حوزه های نظری و پژوهشهای وابسته به جرایم زنان

پژوهشهای نظری فراوانی بزهکاران زن و جرایم آنها را مورد مطالعه قرار داده اند. لذا مطابق آنها با توجه به فاکتورهای آزمون در این بررسی، عوامل خانوادگی بروز جرم در زنان در شش حیطه اند:

عامل پدرانه: آیتمهای اعتیاد، زندانی شدن، بدرفتاری، ناپدری و بی اعتقادی پدر به اصول اخلاقی و دینی

عامل مادرانه: شامل تمام موارد مورد قبلی بجز زندانی شدن که جایگزین آن اشتغال مادر لحاظ شده است. حضور مادر در محیط خارج از خانه بستری برای سردی عاطفه، کاهش تماسهای رو در روی دختران با مادر و ضعف در ارتباط هیجانی بین آنها می گردد.(فارینگتون1989 به نقل از پولادی 1378) گزینه حضور نامادری در این عامل جایگزین فاکتور ناپدری شده است.

عامل والدینی: بطور مشترک به عنوان فاکتورهای بروز جرم از سوی پدر و مادر زمینه سازی می گردد؛ شامل عدم پذیرش فرزند، نزاع و ناسازگاری زناشویی آنها، مقایسه بین فرزندان، تبعیض، غیبت و عدم حضور هر دو ، محبت افراطی

عامل آموزشی: فاکتورهای بی سوادی اکثر اعضای خانواده، و کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین

عامل فردی- روانشناختی: عدم تامین نیازهای عاطفی- روانی، انزوا، ترس از جدایی والدین، عدم اعتماد بنفس، تنفر از خانواده، دوست ناباب، بی توجهی به فرد در جمع و بدرفتاری فرزند

عامل اقتصادی: بویژه از زمان طرح نظریات مارکس و انگلس بر اهمیت عوامل اقتصادی و مادی در بروز جرم و بزهکاری تاکید شده است. ای فاکتور در مردان به عنوان توليدگران اقتصادی درخشان تر است.(ستوده 1376 و فرجاد 1371) در پژوهش هر چند بر عامل مادری و خانوادگی تاکید می گردد و جامعه پژوهشی زنان مجرم اند ولی دو فاکتور اقتصادیِ فقر خانوادگی و عدم تامین نیازهای مادی در نظر می باشد.

سابقه مجرمانه والدین، غفلت از فرزندان و بی توجهی به آنها، پرخاشگری و ناسازگاری زناشویی را پژوهش مک کورد 1980 رفتارهایی پیش بین برای بروز جرم دانسته اند.(پولادی و همکاران 1378ص 12 و گورمن و اسمیت 1998)

    تحقیقات مک نالاهان 1983، مک لوید 1990، ویلسون 1991، سامپسون 1994، شولمایر 1996 به وجود        ارتباط معنادار و عاملی بین پدیده بزهکاری با دسته عوامل 1، 2، 3، 4 و 5 اشاره کرده اند.(پولادی صص 4-20 )

پژوهش پاگانی و همکاران 1998 و نظریه بالبی مبنی بر نقش محرومیتهای مادری در دوران کودکی با بروز پرخاشگری و بزهکاری در بزرگسالی رابطه ای همبسته را اعلام کرده اند.(ستوده 1382 و ماسن 1376)

پژوهشهای دوهان و گالوانسون 1997، فرجاد 1371، قربان حسینی1371 و  کوهن 1994 به نقش فاکتور اقتصاد در بروز بزهکاری اشاره نموده اند. تحقیق پولادی 1378 بیشتر از همه به رابطه بین فاکتورهای اقتصادی با نوع خاصی از جرایم در زنان (مواد مخدر و سرقت) اشاره دارند.(پولادی و همکاران 1380 ، صص30-119)

ویلیام گود 1352 در نظریه آنومیک خود، غیبت غیر ارادی و عدم مشروعیت و نزاع خانوادگی را در بروز جرم رفتاری پیش بین در خانواده ها اعلام می نماید.(محسنی تبریزی1383 ص68)

الیزابت هارلوک 1974 با اشاره به عوامل 1، 2 و 5 به بحث نابسامانی خانوادگی ناشی از ناامنی عاطفی، ضعف در اصول اخلاقی و اعتقادی والدین که منجر به تسهیل در شیوع بزهکاری فرزندان  در آینده است، اهمیت فراوانی می دهد.(همان منبع صص3-72) نظریه درون فهمی دیوید ماتزا 1990 نیز  بی اعتقادی به اصول اخلاقی و هنجارهای جامعه را مهم تر می داند.(همان صص112-107)

همسو با نظریات بالا دروتی لاونولت  در نظریه فضای عاطفی خانواده و جان بالبی در نظریه محرومیت مادری، رفتارهای پیش بین تبعیض بین فرزندان، افراط در محبت، بدرفتاری، ناسازگاری والدین و عدم پذیرش فرزندان و غفلت از آنها را بسترساز اقدام مجرمانه می داند.(محسنی تبریزی ص6-75 به نقل از مرادی 1369، ص130 و ماسن 1382)

در نظریه خرده فرهنگ بزهکار  والتر میلر (به نقل از هارالامبوس 1370) و تئوری همنشینی افتراقی ادوین ساترلند 1966 به عامل پنجم اشاره کرده و گروه های بزهکار جوان و دوست خلافکار را تسهل گر رفتار خلافکارانه می دانند.

عدم اعتماد بنفس، تنفر فرد از جامعه و خانواده در بروز بزهکاری از سوی هیگ و فرایدی 1976 به عنوان عامل پنجم در نظریه کنترل اجتماعی تئوریزه شده است.(محسنی تبریزی صص 92-89)

طبق بیان اشرف ص 207 در نظریه مارکس و انگلس به فقر خانوادگی و عدم تامین نیازهای مادی فرزندان و خانواده به عنوان متغیر عامل و تاثیرگذار اهمیت داده شده است.(همان منبع صص 12-107)

در اشاره به عوامل اول و دوم نظریه یادگیری اجتماعی- مشاهده ای آلبرت بندورا 1974 درباره اعتیاد والدین و سابقه زندانی شدن آنها، بدرفتاری و تبعیض به عنوان  عامل قابل بررسی در بروز جرم اشاره دارد.(ماسن و همکاران 1382 صص9-274)

احساس انزوا، ترس از جدایی و تنفر در عامل فردی از سوی ملوین سیمن به عنوان عاملی مجرمانه مورد توجه قرار گرفته است.(همان منبع صص 5-282) همسو با نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا در تئوری همنوایی و رفتار جمعی سولومون اش و پل لازارسفیلد 1958 به مشاهده رفتار خلاف و بزهکارانۀ والدین از سوی فرزندان نظر داشته اند.(محسنی صص 8-157)

در نظریه آر کلارک و آر هوبر 1995 به فاکتورهای عاملی عدم تامین نیازهای عاطفی، عزت نفس پایین، انزوا، عدم پذیرش فرزندان و ناسازگاری والدین اهمیت داده اند.(همان منبع صص9-164)

انزوا، پرخاشگری، شرایط بد آموزشی و خانوادگی و نارضایتی از زندگی از سوی محسنی تبریزی 1384 عامل مهم بروز پرخاشگری و رفتار بزهکارانه وندالیستی در فرزندان اشاره دارد.(همان صص 7-272)

در مجموع تحقیقات پالک 1961 و سمارت 1976 در چرایی جرم زنان بیشتر از همه بجای عوامل فوق بر ساختار بیولوژیکی- روانی جنسیت آنها تاکید داشته اند.(گرت، 1382، صص80-177)

 

روش شناسی پژوهش

جامعه و نمونه آماری

حوزۀ میدانی پژوهش حاضر بند نسوان زندان سپیدار اهواز به عنوان تنها مرکز نگهداری زنان بزهکار و مجرم در استان خوزستان است. جامعه آماری بر طبق آمار جمعیت کیفری اعلام شده از سوی واحد آمار و رایانه زندانهای خوزستان عبارت است از کلیه زندانیان زن محکوم و متهم که بر اثر فوت، طلاق، جدایی غیر رسمی، بیماری و معلولیت یا از کار افتادگی موقت و دائم، فراری یا مفقود بودن و یا زندانی شدن شوهر یا برادر و پدر؛  مسوولیت  سرپرستی خانواده را بر عهده دارند. بعد جمع آوری آمار اولیه زنان زندانی و سهم درصدی آنها در کل زندانیان زن، تمام جامعه آماری به عنوان حوزۀ پژوهش میدانی-پرسشنامه ای انتخاب شده؛ لذا در این باره نمونه گیری صورت نگرفت.

برازش الگوهای تحلیلی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر path analysis

به دلیل حوزه میدانی این پژوهش(زنان مجرم) در ارائه فرضیه های تحقیق به فاکتورهای عاملی والدینی و مادری توجه خاص شده و در اعتبار دهی به شاخصها، گزینه سواد مادر به عنوان بخشی از متغیر مداخله گر و تعدیل کننده (متغیر مستقل ثانویه x2 ) در پیشگیری از بروز جرم و گزینه های رفتاری منفی مرتبط با مادر به عنوان متغیرهای مستقل عاملیx1 اولویت بخشی بیشتری اعطا شده است. به دلیل دخالت عوامل متعدد (متغیر مستقل) بر متغیر وابسته y (جرم زنان) و برای سنجش تاثیرات جمعی و همزمان این متغیرها  از تکنیک آماری رگرسیون چند متغیره استفاده شده و با روش تحلیل مسیر آثار مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر وابسته بصورت نمودار ترسیم گردید.

با همین تکنیک نیز به بررسی نقش تعدیل گرانه متغیر مداخله گر بر سطح اثرات متغیرهای مستقل بر وابسته پرداخته شد. برای تعریف دقیق و مکانیکی از متغیر تعدیل گر به شاخص سازی آن اقدام که با کددهی متفاوت به هر آیتم و ترکیب آنها برای هر آزمودنی رابطه تعدیل گرانه آن بصورت رگرسیون چند متغیره r و تعیین ضریب تاثیر ß بر متغیر مستقل اصلی  x1  در یک نمودار تحلیل مسیر ارائه گردید.

 

متوسط درآمد زن سرپرست خانوار1+تعداد اعضای خانوار 1+ سواد مددجو 2+ سواد پدر 1+ میزان سواد مادر2:(متغیر مداخله گر x2)شاخصه رفاه خانوار

 

در نمودار ترکیبی بالا برای بدست آوردن شاخص عددی x2 از حاصل جمع آیتمهای معین شده با ضریب مشخص استفاده می شود. میزان اعتباردهی به گزینه های مربوط به مادر و سواد زندانی بیشتر از دیگر آیتمها لحاظ شد. در گزینه تعداد اعضای خانوار میزان اعتباردهی در جهت عکس بوده بدین معنا که هر چه تعداد اعضای خانواده بیشتر بود؛ نمره آن آیتم پایین تر بدست آمده است.

 

فرضیه های پژوهش

بر مبنای روش شناسی بکار رفته، این بررسی سعی در آزمون آماری  فرضیات زیر را دارد:

  1. اثرگذاری(عاملیت) متغیرهای عاملی مادری بر جرم زنان بیشتر از سایر متغیرهای عامل است.
  2. اثرگذاری(عاملیت) متغیرهای عاملی والدینی بر جرم زنان در رده دوم و بعدی قرار دارد.
  3. عامل اقتصادی در درجه سوم اثرگذاری (ضریب تاثیر) در بروز جرم زنان قرار دارد.

 

تعریف متغیرهای پژوهش

  1. عوامل جرم ؛ متغیرهای مستقل x1 : در این بررسی بر مبنای  چارچوب نظری لحاظ شده ، دیدگاه چند عاملی در بروز جرم زنان  سرپرست خانوار منظور شده است؛ اذا متغیرهای مستقل اصلی بر بزهکاری زنان نمونه در 28 فاکتور ردیف شد:

1-1-        عامل مادری: بی اعتقادی به اصول اخلاقی، بد رفتاری، اشتغال، نامادری و مادر معتاد

1-2-        عامل پدری: : بی اعتقادی به اصول اخلاقی، بد رفتاری، زندانی شدن، ناپدری و پدر معتاد

1-3-    عامل والدینی: عدم پذیرش فرزند، ناسازگاری زناشویی، مقایسه غلط فرزندان، تبعیض جنسیتی، عدم حضور مداوم در خانه و افراط در محبت

1-4-        عامل آموزشی: بیسوادی اکثر اعضای خانوار، کم اهمیت بودن سواد و دانش نزد خانواده

1-5-    عامل فردی: عدم تامین نیازهای عاطفی، بی توجهی به فرد از سوی اطرافیان، انزوا، ترس از جدایی والدین، عدم اعتماد به نفس، دوست ناباب و بدرفتاری فرزند

1-6-        عامل اقتصادی: فقر خانواده و عدم تامین نیازهای مادی و رفاهی

2. رفاه خانوار؛ متغیرهای تعدیل گر x2: به عنوان  متغیری است که با کمرنگ کردن اثرگذاری ß متغیر مستقل، نقش پيشگير کننده و تعدیل گرانه ای بر متغیر وابسته دارد. این عامل متشكل از سواد مادر با ضریب 2، سواد مددجو با ضریب2، سواد پدر، تعداد اعضای خانوار و میانگین نسبی درآمد بعد از پذیرش سرپرستی خانواده لحاظ گردیده؛ که با جمع آنها برای هر زندانی زن این مقوله به عنوان متغیر مداخله گر بدست می آید.

     3. جرم زنان؛ متغیر وابسته y:  درجه ای که آزمودنی ها در ترکیب آیتمهای نوع جرم، میزان سابقه کیفری و ایام حبس در پیش رو بدست می آورند. در مورد نوع جرم برای تبدیل مقیاس اسمی آن به شاخصی رتبه ای، آنها را بر اساس ترتیب کم اهمیت بودن از لحاظ شدت جرم به ترتیب جرایم سرقت، علیه اشخاص، منکراتی و خانواده، مواد مخدرها، مالی-اقتصادی و جرایم امنیتی-سیاسی تقسیم بندی و شاخص سازی شدند.

y = درجه جرم + تعداد سوابق کیفری + ایام حبس روزانه

برای تبدیل جرایم نقدی و محکومیتهای منجر به پرداخت دیات، طبق جدیدترین احکام صادره برای مجازات نقدی محاکم عمومی هر ده هزار تومان یک روز حبس و برای محاکم انقلاب هر پنج هزار تومان یک رو حبس کیفری در نمودار بالا محاسبه گردید. از حاصل جمع گزینه های بالا شدت جرم افراد بدست آمد.

 

نتایج و یافته های پژوهش

آمار توصیفی

یافته های این بررسی نشان داد 44% از زندانیان زن در خانوار بالای پنج نفر زندگی می کنند یا در واقع آنها سرپرستی شان را بر عهده دارند.42% از پدران و 52% از مادران  مدد جویان بیسواد بودند که نشانگر درصد بالای

بیسوادی در مجموع و در مورد مادران آنها بطور خاص است. از لحاظ ترتیب شاخص جرم، زنانِ مجرم بیشتر در حیطه های مجرمانه منکراتی و خانواده (32%) بعد از آن در حیطه مواد مخدر و سرقت مرتکب بزهکاری

شده اند. حیطه اول را می توان زمینه مجرمانه زنان نامید؛ هر چند مواردی نیز در مردان با عنوان بزهکاری فوق لحاظ می گردد. ولی همانطور که در بخش مقدمه آمده رده دوم رفتار بزهکارانه زنان را جرایم مواد مخدر  و سرقت که سابقاً در استیلای مردان و جرایمی مردانه به حساب می آمد، تشکیل می دهد.

مقایسه روند سالانه بزهکاری زنان نشانگر رشد بالای(8%) حجم درصدی این جرایم در زنان زندانی است. درصد بسیار پایینی از مادران زندانیان (12%) در خارج از خانه و سابقه اشتغال داشته اند و حجم بسیار پایینی نیز دارای سوابق کیفری بالاتر از سه مورد بوده اند. اما اکثریت (بالای50%) دارای دو پیشینه کیفری هستند. این آمار وجود پیش آگهی رفتار بزهکارانه و نابهنجار را در زنان سرپرست خانوار نمونه گوشزد می نماید. درصد بالایی از زندانیان زن (42%) دارای سطح سواد پایین و در واقع کم سواد به حساب می آیند. میانگین سنی آنها 34 سال و متوسط تعداد فرزندان 3 نفر بود.

 

آمار استنباطی

  برازش الگوی تحلیلی: با توجه به الگوهای نظری چندگانه در بررسی علل وقوع رفتار مجرمانه در افراد و خاصه زنان، متغیر وابسته (رفتار بزهکارانه) تحت تاثیر عوامل 28گانه قرار گرفتند. در عین حال اثرگذاری  متغیر مداخله گر یا دسته متغیرهای مستقل ثانویه موثر در تقلیل رفتار مجرمانه با اثرگذاری مستقیم بر عوامل 28گانه نیز مورد تحلیل مسیر و رگرسیون چندمتغیره قرار گرفتند. به دلیل حوزه جنسیتی خاص مورد مطالعه، در کددهی به کدهای ترکیبی در متغیر مداخله گر به نقش سواد مددجو و مادر او ضریب بیشتری اعطا شد.

متغیرهای عاملی اقتصاد اثرگذارترین مجموعه عوامل در تاثیرگذاری بر بروز جرم در زنان سرپرست خانوار زندانی است. این مجموعه با ضریب بتای 48/0 یعنی 48% بر متغیر وابسته تاثیر داشته و در سطح معناداری sig:0.02  و 98% اطمینان تایید گردید. پس از آن عامل مادری با 42% ، عامل پدری 40% ، عامل والدینی 29% ، عامل فردی 36% و فاکتور آموزشی با 12% بر بروز جرم در زنان زندانی اثرگذارند. میزان بتای بدست آمده در عوامل بالا در سطح اطمینان 98% تایید و حاصل شدند؛ لذا فرضیه اول پژوهش مبنی بر تاثیر قویتر عامل مادرانه در بروز جرم زنان سرپرست خانوار رد گردید. فرضیه دوم و سوم تحقیق نیز با توجه به ضریب تاثیر مجموعه متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته رد شد.

در بررسی و مطالعه ضریب تاثیر ß  متغیر مستقل ثانویه (مداخله گر) یا شاخصهای رفاه خانوادگی در جلوگیری از بروز جرم، بیشترین تاثیر را بر متغیرهای عامل مادری 40/0-  یعنی40%  اثر منع کنندگی داشت. این امر بدین معنا است که مجموعه شاخص رفاه خانواده بیشترین اثر مداخله گرانه را در تعدیل اثرات سوء متغیر مستقل عامل مادری دارد. بعد از آن به ترتیب مجموعه عوامل پدری38/0- ، والدینی35/0- ، اقتصادی30/0- ، آموزشی25/0-  و فردی14/0- از متغیر رفاه خانوادگی اثرپذيرند. با کاهش تعداد اعضای خانوار و رشد سواد والدین بویژه مادران و زنان مجرم ضریب تاثیرگذاری متغیر مداخله گر بر متغیر مستقل خاصه بدرفتاری مادر، بیزاری از خانواده، فقر خانوادگی، بدرفتاری پدر، ناسازگاری زناشویی، عدم اعتماد بنفس و تبعیض در خانواده که از عوامل مهم بروز جرم در زنان سرپرست خانوارند؛ بیشتر نمود داشته است.

 

دیاگرام تحلیل مسیر

دیاگرام تحلیل مسیر path analysis ارائه شده بیانگر آن است که عامل اقتصادی و مادری بطور مستقیم و

 بی واسطه بالاترین اثرگذاری را در بروز جرم زنان سرپرست خانوار دارند و متغیر مداخله گر بیشترین اثر را بر متغیرهای مادری دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آموزش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

%12 , -0/25

 

 

 

 

رفاه خانوارX2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

والدینی

 

 

 

 

 

 

 

فردی

 

%39, -0/35

 

 

 

 

 

 

%36, -0/14

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پدری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

%40, -0/38

 

جرمy

 

 

 

 

 

 

مادری

 

 

 

 

 

 

 

%42, -0/40

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اقتصادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

%48, --0/30

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار تحلیل مسیر، اثر متغیرهای مستقل(اعداد درصدی) بر متغیر وابستهy و اثر متغیر تعدیل گر (اعداد اعشاری) بر آنها

 

برای درک بهتر همسویی و هم تغییری بین متغیرهای مستقل (دسته عوامل مجرمانه) با هم و با میزان نقش تعدیل کننده و اثرگذاری متغیر مداخله گر (رفاه خانواده) بر آنها نمودار خطی و راداری همبستگی و اثرگذاری بین آنها ترسیم گردید؛ بیشترین همبستگی مثبت بین متغیرهای غفلت از فرزندان و بدرفتاری فرزندان با 56/0 r:، بدرفتاری فرزندان و فقر خانواده با 52/0 ، بدرفتاری مادر و مقایسه غلط فرزندان 52/0 ، بدرفتاری پدر و غفلت از فرزندان با 52/0 همبستگی مثبت بدست آمد. در نمودارهای پیوستی فقط همبستگی های بالای 28/0 مورد توجه قرار گرفتند.(ر.ک: نمودارهای پایان متن)

در نمودار راداری (ضمیمه) ملاحظه می شود مجموعه متغیرهای عاملی اقتصاد با فاصله کم از مرکز رادار(متغیر وابسته جرم) و بعد از آن فاکتورهای عاملی مادری و پدری بیشترین درصد تاثیرات را در بروز جرم زنان سرپرست خانوار داشته اند.

در نمودار خطی یک (ضمیمه) میزان و جهت تاثیرپذیری متغیرهای مستقل 28 گانه از متغیر مداخله گر (رفاه خانوار) بر مبنای شیب تاثیر(ß) در تحلیل رگرسیونی آنها آمده و مشاهده می شود متغیر شماره 8 (عدم تامین نیازهای عاطفی طبق نظریه کلارک و هوبر1991 و نظريات ماسن و بالبی1990 و هارلوک1974 و لاونولت 1980) در جهت مثبت با شیب اثرپذیری (20% ) و متغیرهای شماره دو (کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین طبق نظریه محسنی تبریزی 1384)، 15 (غفلت از فرزندان بر مبنای نظریه لاونولت1980 و بالبی1990 و گورمن و اسمیت1998) ، 18 (فقر مادی طبق نظر مارکس و انگلس به نقل از اشرف1370 ) هر کدام با اثر(10%- ) معکوس بالاترین تاثیرات را از شاخصهای رفاه خانواده داشته اند.

با افزایش سطح سواد والدین و زندانیان زن و رشد درآمد زنان سرپرست خانوار و با کاهش تعداد اعضای خانوار، شاهد کاهش اثرات منفی متغیرهای عدم تامین نیازهای عاطفی فرزندان، کم اهمیتی سواد و غفلت از فرزندان هستیم. در بررسی مجموعه متغیرهای مستقل با هم برای درک هم تغییری آنها از جهت تاثیرگذاری بر متغیر وابسته جرم زنان ضرایب همبستگی پیرسون تک تک آنها با هم تعریف و بدست آمد. در نهایت از لحاظ تعداد متغیرهای همبسته بالای  27/0 r:  فاکتورهای عاملی 22 (حضور ناپدری) ، 11(بدرفتاری پدر) ، 15(غفلت از فرزندان)9(غیبت والدین از خانه) ، 24 (زندان بودن پدر)  و متغیر 7 (مقایسه غلط فرزندان با هم) بالاترین میزان و تعداد همبستگی را با دیگر متغیرها داشته اند. در نمودارهای خطی ضمیمه، حجم و تعداد همبستگی آنها را با دیگر متغیرهای عاملی میتوان مشاهده نمود.

این نتایج آماری بدین معنا است که هر گونه اقدام در جهت حذف یا کاهش اثرات سوء متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته(جرم زنان) همسو با تقویت متغیرهای مداخله گر(رفاه خانواده) می بایستی همراه با دگرگونی در متغیرهای ششگانه بالا شروع گردد. چون این متغیرها (22،11،15،9،24،7) بیشترین سطح ارتباط همسو را با هم و با تمام فاکتورهای عاملی دیگر دارند. در این باره متغیرهای 11 و 15 ، متغیرهای 6 و 15 ، فاکتورهای 7 و3  دارای سطح همبستگی بالایی(52/0 r :) با هم بودند؛ در این بین دو متغیر غفلت از فرزندان و بد رفتاری مادر(15 و 6) بالاترین سطح همبستگی را در بین تمام فاکتورها (56/0 r :) داشته اند.

تحلیل و نتیجه گیری

یافته های این پژوهش اطلاعات مفید و جدیدی در مورد سطوح اثرات متغیرهای 28گانه مستقل بر متغیر وابسته(جرم زنان سرپرست خانوار) فرا روی ما قرار داد. این بررسی نشان داد مجموعه فاکتورهای عاملی اقتصاد بالاترین سطح اثرگذاری را در بروز جرم زنان زندانهای خوزستان داشتند. این یافته موقعیت خاص و حساس سرپرستی خانوار را از سوی زنان مجرم نمونه نشان می دهد. اما همچنان مجموعه فاکتورهای مادری و پدری نیز از اثرگذارترین عوامل بروز جرم در زنان مورد مطالعه بودند. با رد فرضیه تک علت بینی در این بررسی به مطالعه سطوح و میزان مداخله متغیر تعديل گر رفاه خانوار (سواد مددجویان و مادرانشان، تعداد اعضای خانوار و درآمد زنان) بر متغیرهای مستقل 28گانه پرداخت. متغیر مداخله گر بیشترین تاثیرات را بر متغیرهای عدم تامین نیازهای عاطفی، کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین و غفلت از فرزندان داشته است. سطح هم تغییری و همسویی متغیرهای 28گانه نیز با تعیین ضرایب همبستگی آنها محاسبه شد. ما را به این نتیجه دلالت داد که برای کاهش یا تغییر در حجم اثرات متغیرهای عاملی بروز جرم توجه به همسویی و همبستگی بالای متغیرهای 6و 15(غفلت از فرزندان و بدرفتاری آنها)، 11و15 (بد رفتاری پدر و غفلت از فرزندان) و متغیرهای 3و7 (مقایسه غلط فرزندان و بد رفتاری مادر) بر هم لازم است. در عین اهمیت فاکتورهای عاملی اقتصاد، ملاحظه می شود فضای روانی ارتباط والدین با فرزندان(زنان مجرم) و سطح و گستره اخلاقی – عاطفی این فضا نکته و حوزه مهم برای تحلیلگران و درمانگران آسیب شناسی خانواده با نگرش به آسیب شناسی زنان سرپرست خانوار خواهد بود.

 

منابع و مآخذ

1.     محسنی تبریزی، علیرضا(1383) وندالیسم، تهران: نشر آن

2.     اشرف، احمد(1354) کژرفتاری، تهران: آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی

3.     گرت، استفانی(1382) جامعه شناسی جنسیت، ترجمه کتایون بقایی، چاپ دوم، تهران: نشر دیگر

4.  براتوند، محمود(1384) بررسی و مقایسه منطقه حاشیه نشین سیدخلف با منطقه مرفه نشین کیانپارس اهواز، اهواز: سمینار حاشیه نشینی و جرم ، قوه قضاییه

5.     ماسن، پل هنری(1382)  رشد و شخصیت کودک، ترجمه مهشید یاسایی، چاپ یازدهم، تهران: نشر رشد

6.  پولادی، محمدعلی و همکاران(1378)بررسی عوامل بروز جرم در زنان زندانی خوزستان، طرح پژوهشی، اهواز: اداره کل زندانهای خوزستان

7.     ستوده، هدایت الله(1376)آسیب شناسی اجتماعی، چاپ چهارم، تهران، نشر آوای نور

8.     شیخاوندی، داور(1379) جامعه شناسی انحرافات و مسائل جامعوی، چاپ چهارم، تهران: نشر مرندیز

9.     فرجاد، محمدحسین(1375) آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، چاپ هفتم، تهران:

10.                        صدیق سروستانی، رحمت الله(1383) جامعه شناسی انحرافات اجتماعی، تهران: نشر آن

11.          هارولامبوس(1383) تئوریهای انحرافات، ترجمه امان الله صوفی، مجله رشد اجتماعی، شمارگان 8 ، تابستان 1383

12.          ارونسون، الیوت(1382) روانشناسی اجتماعی، ترجمه حسین شکرکن، چاپ اول از ویرایش هشتم،تهران: نشر رشد

13.          مرادی، علیرضا(1365) خصوصیات شخصیتی نوجوانان، رساله کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، تهران: دانشگاه تربیت مدرس

+نوشته شده در 87/04/18ساعت16:28توسط پیمان |
طلاق از منظر دين و حقوق زن در خانواده این مقاله در مورد طلاق و خانواده است.
طلاق از منظر دين و حقوق زن در خانواده

طلاق در اصل رها كردن از روي پيمان و قراردارد است ورها كردن از قيد زوجيت نيز طلاق ناميده شده است. و در اصطلاح شريعت، همان مفهوم عرفي رايج ميان عقلاء را مي رساند كه شارع مقدس با شرايط خاصّي امضا كرده وبه معناي گشودن پيوند زناشويي با واژه مخصوص يا اشاره و نوشته اي كه جايگزين آن باشد، چه پيوند زناشويي بلافاصله گشوده شود و چه بعد از گذشت زمان معين.

و در اصطلاح حقوق نيز طلاق عبارتست از ايقاعي تشريفاتي كه به موجب آن مرد به اذن يا حكم دادگاه، زني را كه به طور دائم در قيد زناشوئي اوست رها مي سازد.

در اين جا سئوالاتي مطرح مي شود كه :

1- آيا طلاق فقط در دين اسلام مطرح شده است؟

2- آيا طلاق در اسلام جايز است؟ اگر پاسخ مثبت باشد پس وضعيت زنان مطلقه چگونه است؟

3- وظيفه زن ومرد در مدت عدّه چيست؟ بعد از اتمام عدّه چطور؟

4- با توجهه به آيات و روايات فرزندان چه سرنوشتي پيدا مي كنند؟

5- آيا حد طلاق در اسلام مشخص شده است؟

6- زن در خانواده از چه حقوقي برخوردار است؟

ابتدا به طور اجمال تاريخچه ي طلاق را بيان كرده آنگاه به بررسي طلاق از منظر دين پرداخته و حقوق زن در خانواده را مورد بررسي قرار مي دهيم.

الف- تاريخچه ي طلاق
آنگونه كه از قديمي ترين قانون مدوّن و ساخته ي دست بشر يعني < قانون حمورابي> استنباط مي شود خانواده اساس اجتماعي بوده و مرد قادر بوده در مواردي كه زن تا مهلت معيني صاحب فرزند نمي شده وي را طلاق دهد و نيز اگر زني بيماري مزمن داشت، مرد بدون آنكه او را طلاق دهد مي توانست زن ديگري اختيار كند.

در آتن نيز طلاق براي مرد دشوار نبوده و مرد مي توانست بدون ارائه دليل زن خويش را از خانه براند. در مقابل زن نمي توانست به دلخواه، همسر خويش را ترك گويد ولي در صورت ستم شوهر، زن مي توانست به < آرخون > مراجعه و تقاضاي طلاق كند و با رضايت < آرخون > طلاق زن صورت مي گرفت. گاهي نيز طلاق با رضايت طرفين انجام مي گرفت، ليكن اين توافق بايد رسماً طي تشريفاتي در نزد < آرخون > اعلام مي شد.

در مصر قديم نيز شوهر نمي توانست زن خود را طلاق دهد مگر در مورد نازايي و طلاق زن به هر دليل، شوهر را مكلف مي نمود تا قسمت بزرگي از املاك خانواده را به وي واگذارد و در نتيجه طلاق به ندرت اتفاق مي افتاد.

در دين زرتشت نيز آيين زناشويي كاري پسنديده و تجرد امري ناپسند و در خور نكوهش بوده است. اين تعليمات به همراه حق برابري زن در زندگي زناشويي موجب مي گرديد كه طلاق امري ناشي از اراده ي بي چون و چراي مرد تلقي نگردد.

در ايران باستان طلاق منوط به رأي دادگاه بود. اگر قاضي دادگاه تشخيص مي داد كه زوجين مي توانند زندگي زناشويي خود را ادامه دهند، آنان را مجبور به زندگي مي نمود و شوهر متمّرد را به مجازات سختي محكوم مي كرد تا بي جهت متمايل به طلاق نگردد.

در دين يهود نيز طلاق وجود داشته است در صورتي كه مرد كجروي در زن خود بيابد براي او نامه ي انفصال (جدايي) بنويسد و به دستش بدهد و از خانه ي خود او را بيرون فرستاده و رهايش سازد.

در انجيل نيز آيات متعددگاه بر عدم قبول مطلق طلاق دلالت دارد (همانند آيات 16:18) و در آيات ديگري از انجيل، طلاق را محدود به زناي يكي از زوجين نموده است(ماندن آيات 15:31) انجيل متي كه مي گويد: < هر كسي از زن خود مفارقت جوید، طلاق نامه به او بدهد، ليكن من به شما مي گويم هر كس به غير علت زنا، زن را از خود جدا كند باعث زنا كردن او باشد و هر كس زن مطلقه را نكاح كند، زنا كرده باشد.>

ب- طلاق از منظر دين(آيات و روايات)

طلاق بر دو نوع است: 1- طلاق بائن 2- طلاق رجعي
در طلاق بائن شوهر بعد از طلاق حق بازگشت ندارد خواه زن در عدّه باشد يا نباشد كه طلاق بائن بر 6 نوع است. در طلاق رجعي مرد مي تواند تا وقتي كه همسرش در عدّه است به او رجوع كند.

قرآن كريم در آياتي از سوره طلاق و بقره، نساء و احزاب پيرامون طلاق و مسائل مربوط به آن سخن گفته است. در اسلام آنچه داراي اهميت است تشكيل خانواده است به همين علت ازدواج امري مقدس و پسنديده و براي ثبات و پايداري آن تأكيد فراوان شده، و طلاق امري ناپسند است و براي جلوگيری از آن از هر وسيله ممكن استفاده شده است و از طلاق به عنوان منفورترين حلالها ياد شده است. پيامبر اسلام (ص) فرموده اند:

< منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است >

همچنين فرموده اند: < زن بگيريد و طلاق ندهيد زيرا خداوند مرداني را كه مكرر زن بگيرند و زناني كه مكرر شوهر كنند را دوست ندارد. >

امام صادق (ع) فرموده اند: < از چيزهايي كه خداي عزّوجلّ حلال فرموده هيچ چيز نزد او منفورتر از طلاق نيست، خداوند مردي را كه زياد زن طلاق مي دهد و هر زمان زني را تجربه مي كند دشمن مي دارد.>

همچنين بدترین خانه نزد خداوند، خانه اي است كه به واسطه طلاق از هم پاشيده مي شود و هنگامي كه طلاق رخ مي دهد عرش خداوندي به لرزه درمي آيد. اما در جايي كه تحمل زندگي مشترك بر طرفين، ناممكن مي گردد طلاق امري لازم و ضروري مي شود به اميد آن كه هر يك از طرفين در پيوند بعدي، سعادت خويش را بيابند.

خداوند مي فرمايد:

< لا تَدْري لَعَلَّ الّلهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ اَمْراً >

< سوره طلاق آيه 1>

تو نمي داني شايد خداوند بعد از اين ماجرا وضع تازه و وسيله اصلاحي فراهم سازد.

با آنكه طلاق در اسلام در وقت ضرورت مشروع است ولي به مجرد اينكه مردي از همسرش ناخرسند باشد راه طلاق را نشان نمي دهد بلكه او را به بردباري و شكيبايي دعوت مي كند و براي جلوگيري از طلاق راهكارهايي نيز ارائه مي دهد اما اگر با نزدیک به هم تدابير چاره اي جز طلاق و جدايي نباشد مي فرمايد:

< آنها را از خانه هايشان خارج نسازيد و آنها نيز از خانه ها (در دوران عدّه) خارج نشوند مگر اينكه آنها كار زشت آشكاري را انجام دهند.>

فقط در صورت انجام كار زشت مي توان زن را در زمان عدّه از خانه بيرون كرد و اين را حدود الهي مي داند و هر كس از حدود الهي تجاوز كند به خويشتن ستم كرده است.

فلسفه اين كار چيست؟
آيا اين نيست كه علاوه بر حفط احترام زن، غالباً زمينه را براي بازگشت شوهر از طلاق و تحكيم پيوند زناشويي فراهم مي سازد. امام باقر (ع) فرموده اند:

< زن مطلقه در دوران عدّه اش مي تواند آرايش كند سرمه در چشم نمايد و موهاي خود را رنگين و خود را معطّر سازد و هر لباسي كه مورد علاقه اوست بپوشد زيرا ممكن است از همين راه، زن بار ديگر قلب مرد را تسخير كرده و مرد رجوع كند.>

قرآن كريم احكام طلاق را چنين بيان مي فرمايد: هنگامي كه مدّت عدّه آنها سرآمد بايد آنها را به طرز شايسته اي نگاهداريد يا به طرز شايسته اي از آنها جدا شويد.

< فَاِذا بَلَغْنَ اَجَلَهُنَّ فَاَمْسِكوُهُنًّ بِمَعْروًُفِ اَوْ فارِقوُهُنَّ بِمَعْروفٍ > «سوره طلاق آيه 2»

و در آيه ي 231 سوره بقره مي فرمايد: < هرگاه زنان را طلاق داديد و موقع عدّه آنها رسيد يا از آنها به خوبي نگهداري كنيد و يا به خوبي جلوي آنها را باز گذاريد . مبادا براي اينكه به آنها ستم كنيد آنها را به شكل زيان آوري نگهداري كنيد، هر كه چنين كند بايد بداند به خود ستم كرده است.>

از اين آيات يك اصل كلي استفاده مي شود و آن اينكه هر مردي در زندگي خانوادگي يكي از دو راه را بايد انتخاب كند يا تمام حقوق و وظايف را به خوبي و شايستگي انجام دهد و يا علقه زوجيت را قطع و زن را رها نمايد. شق سوم يعني اينكه زن را طلاق ندهد و به خوبي و شايستگي از او نگهداری نکند هم از نظر اسلام وجود ندارد.

همچنين در سوره احزاب آيه 49 مي فرمايد: < وَ سَرَّ حُوهُنَّ سَراحاً جَميلاً >

زنان مطلقه را به طرز شايسته اي رها كنيد و به صورت صحيحي از آنها جدا شويد. و در آيه 229 سوره بقره مي فرمايد: < يا بايد همسر را به طور شايسته نگاهداشت و يا با نيكي و احترام رها كرد.> < فَاِمْساكٌ بِمَعْروُفٍ أوْ تَسْريحٌ بِاِحْسانٍ >

همچنین می فرماید: برای شما حلال نیست که چیزی را از آنچه به آنها داده اید پس بگیرید.

و در ادامه آیه دوم سوره طلاق می فرماید: < هنگام طلاق و جدایی دو مرد عادل از خودتان (از مسلمانان) را شاهد بگیرید و شهادت را برای خدا بر پا دارید، تنها کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت دارند از این وعظ و اندرز نتیجه می گیرند > ( و این یکی از راههای جلوگیری از طلاق است.)

احکام زنان مطلقه و حقوق آنان

زنان مطلقه از دیدگاه قرآن سه گروهند، گروهی که عادات ماهیانه می بینند و گروه دیگر کسانی که عادت ماهیانه نمی بینید و کسانی که باردارند و حکم هر کدام را بیان می فرماید.

در سوره بقره آیه 228 می فرماید: < و المطلّقات یتر بّصن با نفسهنّ ثلاثه قروء > زنانی که عادت ماهیانه نمی بینند باید سه بار پاکی را پشت سر گذاشته عادت ماهانه ببینند و برای بار سوم وارد ماهانه شدند عدّه آنها پایان یافته است.

و در آیه 4 سوره طلاق می فرماید: < و اللائی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدّ تهنّ ثلاثه اشهر > زنانی از شما که مأیوس از عادت ماهانه شده اند اگر در وضع آنها (از نظر بارداری) شک کنید عدّه آنها سه ماه است.

و درباره ی زنان باردار می فرماید: < عدّه زنان باردار این است که بار خویش را بر زمین بگذارند. >

در آیه 6 سوره طلاق پیرامون حقوق زنان مطلقه از نظر مسکن و نفقه می فرماید: آنها را هر جا خودتان سکونت دارید و امکانات شما ایجاب می کند سکونت دهید.

و در ادامه می فرماید: < به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنها تنگ کنید و مجبور به نقل مکان و ترک نفقه شما شوند.> و لا تضارّو هنّ لتضیّقوا علیهنّ یعنی حق ندارید ضرری متوجه آنها کنید تا ماندن در آن سکنی برایشان دشوار شود و از نظر لباس و نفقه در مضیقه شان دهید.

همچنین می فرماید: < و اگر باردار باشند مخارج آنها را تا زمانی که وضع حمل می کنند بدهید زیرا مادام که وضع حمل نکرده اند در حال عدّه هستند و نفقه و مسکن بر همسر واجب است. >

در مورد حقوق زنان شیرده نیز می فرماید: < اگر حاضر شدند بعد از جدایی، فرزندان را شیر دهند اجر و پاداش آنها را بپردازید.>

همچنین در مورد فرزندان بعد از طلاق می فرماید: < درباره ی سرنوشت فرزندان با مشاوره یکدیگر و به طور شایسته تصمیم بگیرید.> و أتمروا بینکم بمعروف > جمله < و أتمروا گاه به معنی < پذیرا شدن دستور > و گاه به معنی < مشاوره > می آید و در این جا معنی دوم مناسبتر است و تعبیر به < معروف > تعبیر جامعی است که هر گونه مشاوره ای را که خیر و صلاح در آن باشد شامل می گردد.

در آیه 7 سوره طلاق می فرماید: < آنهایی که امکانات وسیعی دارند از امکانات خود انفاق کنند و آنها که تنگ دستند از آنچه خدا به آنها داده انفاق نمایند، خداوند هیچکس را جز به اندازه ی آن چه به او داده تکلیف نمی کند. >

حد طلاق در قرآن

در قرآن حد طلاق دو مرتبه است < الطّلاق مرّتان > (طلاقی که رجوع و بازگشت دارد) در هر یک او دوبار یا باید همسر خود را به طور شایسته نگاهداری کند و آشتی نماید یا با نیکی او را رها سازد و برای همیشه از او جدا شود.

< فامساک بمعروف أو تسریح باحسان >

طلاق سوم، رجوع و بازگشتی ندارد و هنگامی که دو نوبت کشمکش و طلاق سپس صلح و رجوع انجام گرفت باید کار را یکسره کرد. از حضرت باقر (ع) نیز روایت شده که فرمودند: < خدا می فرماید طلاق دو مرتبه است بعد از آن یا باید زن را به طور معروف نگهداری نمود یا او را با احسان رها کرد و رها کردن به احسان طلاق سوم است. >

طبق نظر فقها عظام، این آیه عدد طلاق را مشخص می کند زیرا که در صدر اسلام مواقعی پیش آمده که مردی زنی را طلاق داده اما در موارد متعددی ضمن رجوع به زن، مشقاتی را از جهات گوناگون برای وی پدید آورده است لذا اسلام با نزول این آیه حد و حصری برای این بازگشت مرد قرار داده است.

با توجه به مطالب ذکر شده می توان به این نکته اشاره کرد که طلاق در جوامع و ملل گذشته نیز مطرح بوده و اسلام اولین بار آن را بیان نفرموده بلکه اسلام به وضع طلاق سر و سامان داده و در این مسأله به حقوق زن توجه کرده و مردان را موظف به رعایت آن نموده است و مرحوم طبرسی در مجمع البیان می گوید:

< همان طور كه براي مرد حقوقي بر عهده ي زنان گذراده شده همچنين زنان حقوقي بر مردان دارند كه آنها موظف به رعايت آنند زيرا در اسلام هرگز حق، يك طرفه نيست و هميشه به صورت متقابل مي باشد. >

پس به این حقيقت اشاره شده كه حق و وظيفه، جدائي ناپذيرند و همان اندازه كه زنان وظايفي دارند حقوقي هم براي آنها قرار داده شده است و از تساوي اين < حقوق > با آن < وظايف > ، < اجراي عدالت > در حق آنان عملي مي گردد.

+نوشته شده در 87/04/18ساعت11:48توسط پیمان |
مدرنیته و روزهای خوش گذشته
عنصر اساسی اندیشه مدرنیته ، این باور است که تقدیر هر چیزی آن است که سرعت بگیرد ، زایل شود ، جایگزین شود، تغییر کند و شکلی دیگر به خود بگیرد . و گذار واقعی به مدرنیته همین تغییر - مادی یا فرهنگی - به جانب این برداشت نوین از زندگی اجتماعی است . مدرنیته و روزهای خوش گذشته

راجع به مفاهیم و کارکردهای مدرن و مدرنیسم و سایر اشکال و شقوق آن مثل پست مدرن و پسامدرنیته از حدود چهار قرن گذشته تاکنون مطالب فراوانی گفته ومنتشر شده است . بی آنکه بخواهم وارد جنجال های نظری مخالفان و موافقان مدرنيته و مدرنيزاسيون شوم ؛ مطالبی از مقدمه کتاب « فهم جامعه مدرن» را که از سوی نشر آگاه منتشر شد تقدیم می کنم. «فهم جامعه مدرن» ترجمه مجموعه ای ۴ جلدی است که در مقام درآمدی بر جامعه شناسی به قلم ۹ تن از نویسندگان غربی منتشر شد . متن زیر برداشت آزادی است از پیش گفتار این مجموعه که توسط استوارت هال متفکر و نواندیش بریتانیائی نوشته شده است .

ریموند ویلیامز Raymond Williams می گویدکه در زبان انگلیسی واژه «مدرن» نخستین بار در سده شانزدهم به کار رفت و به بحثی اشاره داشت که میان دو مکتب فکری - «قدیمی ها» و «مدرن ها» - جریان داشت (بحثی دراز دامان میان آنها که دنباله رو الگوهای ادبی کلاسیک بودند و آنها که می خواستند این الگوها را با مقتضیات روزگار خود سازگار کنند). او می نویسد « پیش از سده نوزدهم این واژه عمدتا" در معنایی منفی به کار می رفت ». اگر ادعا می شد که چیزی مدرن است - به روز و گسسته از سنت است - اگر به نحوی وجود آن موجه جلوه داده نمی شد ، عموما" تصور بر این می رفت که با چیزی بد یا اندیشه ای خطرناک روبه رو هستیم . فقط در سده نوزدهم و به خصوص در سده بیستم بود که جنبش نیرومندی در جهت خلاف آن به راه افتاد تا این که «مدرن» عملا" معنایی معادل «بهتر» پیدا کرد .


مدرنیته اما تاریخی طولانی و پیچ در پیچ دارد . هر عصر که جانشین عصری دیگر می شود - رنسانس ، روشن گری ، سده نوزدهم (عصر انقلابها) ، سده بیستم - خود را نقطه اوج تاریخ دانسته و کوشیده است تا با به خود گرفتن صفت «مدرن» این فصل از تاریخ را به نام خود سند بزند . اما در هر عصر این ادعا واهی از آب در آمده است . هر عصر در برابر این توهم که او فصل الخطاب زندگی پیشرفته ، توسعه مادی ، دانش و روشنگری است تاب نیاورده و از پا در آمده است . هر بار چیزی امروزی تر جانشین این «مدرن» شده است !

امروزه «پسا مدرنیسم» به چالش با «مدرنیسم ها» برخاسته است . پایان تاریخ همچنان به سوی آینده به پیش می رود . گاهی به نظر می رسد که امر اساسا" مدرن ، بیش از آنکه دوره یا شکل خاصی از سازمان بندی اجتماعی باشد ، این واقعیت است که به واسطه حرکت همواره پیش رونده ی زمان و تاریخ ، به واسطه آنچه برخی از نظریه پردازان آن را فشردگی زمان و مکان می نامند ، اندیشه توسعه و پیشرفت بی وقفه و تغییر پویا - جامعه را در بر گرفته و بر آن سایه افکنده است (گیدنز۱۹۸۴ ؛ هاروی ۱۹۸۹)

عنصر اساسی اندیشه مدرنیته ، این باور است که تقدیر هر چیزی آن است که سرعت بگیرد ، زایل شود ، جایگزین شود، تغییر کند و شکلی دیگر به خود بگیرد . و گذار واقعی به مدرنیته همین تغییر - مادی یا فرهنگی - به جانب این برداشت نوین از زندگی اجتماعی است . اما این تصور در باره ی «امر مدرن» در مقام فراز و فرودی از تغییرات و پیشرفت ها متضمن نوعی تناقض است . به محض اینکه «امر مدرن » قابلیت های خود را آشکار می کند ، پیچیدگی های آن نیز پدیدار می شوند ؛ هر چه قهرمانانه تر ، اجتناب ناپذیرتر و خلاقانه تر جلوه کند، درد سر ساز تر می شود و هر چه بیشتر خود را به اوج موفقیت های انسانی ببیند ، سویه تاریک آن نیز آشکارتر می شود . در نتیجه این اندیشه آزار دهنده سر بر می آورد که پیروزی ها و دستاوردهای مدرنیته فقط در پیشرفت و روشن گری ریشه ندارند ؛ بلکه از خشونت ، استثمار، محرومیت ، و از جنبه های کهن گرا ، خشن ، ثابت و سرکوب شده ی زندگی اجتماعی نیز مایه می گیرند . خیلی جای تعجب نیست که جوامع مدرن به طور روز افزون دستخوش آن چیزی می شوند که برایان ترنر Bryan Turner آن را نوستالوژی فراگیر نسبت به زمان های گذشته - اجتماع گم شده ، «روزهای خوش گذشته » می نامد .

منبع:ابراهیم صفری

+نوشته شده در 87/04/17ساعت11:35توسط پیمان |